محرم صفر

ویژه نامه غدیر- بخش اول

مقدمه:
​طبق فرمایش پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله) در خطبه غدیر موضوع ولایت حضرت علی علیه السلام باید تا هنگام رستاخیز نسل به نسل و سینه به سینه منتقل شود. در راستای انجام این وظیفه شرعی به بررسی وقایع غصب خلافت و امامت پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله) از زبان امیرالمؤمنین علی علیه السلام که در خطبه "شقشقیه " نهج البلاغه به آن اشاره شده می پردازیم. سپس بحث های روایی و تاریخی را در این مورد عنوان مینماییم. نکته قابل توجه،تعابیر امام علی علیه السلام راجع به غاصبین خلافت و احادیث متواتر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (به روایت عامه و شیعه) در برتری امام علی علیه السلام نسبت به بقیه اصحاب در علم، قضاوت و حکومت است. به امید آنکه با مطالعه و تأمل در این خطبه،نکات مفیدی به دست آورده و توانسته باشیم، گامی در راه روشنگری افکار مسلمانان برداریم.

من کنت مولا فهذا علی مولا
هرکسی که تا الان من مولایش بودم از این پس علی مولای اوست

ماجرای غصب خلافت و امامت از زبان امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام:
​امام علی علیه السلام پس از سالها صبر و سکوت (در ماجرای غصب خلافت) موقعیت را برای آشکارسازی برخی حقایق در مورد انحرافی که در اسلام به واسطه حضور غاصبین در مسند خلافت ایجاد شده بود، مناسب دیدند و در خطبه شقشقیه به شیوایی و به ترتیب به ماجرای خلافت پس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پرداخته و مصیبت هایی که جامعه اسلامی به واسطه غصب خلافت و انحراف از ولایت و امامت راستین به آن دچار شد را تشریح می فرمایند. مصیبت هایی که به تعبیر امام علیه السلام باعث پیری هر خردسالی می شود. در سر آغاز بحث،به ماجرای خلافت ابابکر می پردازیم.


الف:ماجرای خلافت خلیفه اول در خطبه شقشقیه:
​"آگاه باشد،به خدا سوگند که فلان (خلیفه اول) خلافت را چون جامه ای برتن کرد و نیک می دانست که پایگاه من نسبت به آن چونان محور است به آسیاب. سیل ها از من فرو می ریزد و پرنده را یارای پرواز به قله رفیع من نیست. پس میان خود و خلافت پرده ای آویختم و از آن چشم پوشیدم و به دیگر سو گشتم و رخ برتافتم. در اندیشه شدم که با دست شکسته بتازم یا بر آن فضای ظلمانی شکیبایی ورزم، فضایی که بزرگسالان در آن سالخورده شوند و خردسالان به پیری رسند و مؤمن همچنان رنج کشد تا به لقای پروردگارش نائل آید. دیدم،که شکیبایی در آن حالت خردمندانه تر است و من طریق شکیبایی گزیدم،در حالیکه،همانند کسی بودم که خاشاک به چشمش رفته و استخوان در گلویش مانده باشد می دیدم،که میراث من به غارت می رود. تا آن نخستین (خلیفه اول) به سرای دیگر شتافت و مسند خلافت را به دیگری واگذاشت."

سؤالی که به ذهن می آید این است که آیا مردم خبر از دریای عمیق علم حضرت نداشتند که ایشان مجبور به ذکر حقایق در مورد خود بشوند؟؟! وقتی به اسناد مورد تأیید سنی و شیعه مراجعه می کنیم میبینیم که احادیث بسیار معتبری از زبان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل گردیده است که علی علیه السلام عالم ترین مردم و در امر قضاوت و حکومت لایق ترین آنان است. اما چه می شود که پس از پیامبر تمام این سخنان فراموش می شود؟! سؤالی است که تاریخ از مسلمانان صدر اسلام دارد.

من کنت مولا فهذا علی مولا
هرکسی که تا الان من مولایش بودم از این پس علی مولای اوست

احادیث نقل شده از پیامبر صلی الله علیه و آله در مورد علم و فضیلت علی علیه السلام :
​در ذیل به برخی احادیث نقل شده از پیامبر صلی الله علیه و آله در مورد علم و فضیلت علی علیه السلام در امر قضاوت و خلافت و تأیید شده توسط اهل سنت از کتاب "مناقب خوارزمی" می پردازیم و قضاوت را به شما می سپاریم.

1."ابو سعید خدری" می گوید: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

"قوی ترین قاضی در میان امت من،علی بن ابی طالب است."

2.سلمان از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل می کند که فرمودند:

"داناترین فرد در میان امتم پس از من علی بن ابی طالب علیه السلام است."

3."عبدالله بن مسعود" می گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

"من شهر علمم و علی باب آن است.هرکس علم و دانش را می خواهد باید از باب آن وارد گردد."

5."ابوحمراء" می گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

"هرکس می خواهد به دانش آدم، و فهم و درک نوح، و زهد یحیی بن زکریا ، و قاطعیت و شجاعت موسی بن عمران نظر بیندازد باید علی بن ابی طالب علیه السلام را بنگرد."

6."انس بن مالک" می گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

"ای انس برای وضوی من آب بریز. " آنگاه برخاسته دو رکعت نماز گزارد و سپس فرمود:" ای انس، نخستین کسی که از این در بر تو وارد میشود، امیر مؤمنان، آقای مسلمانان ،پیشوای عابدان نورانی ، وصی خاتم پیامبران است." من (با خودم) گفتم: خداوندا؛ مردی از انصار را قرار بده، ولی این عقیده را پنهان نمودم، در همین حال علی علیه السلام وارد شد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:" او کیست ای انس؟ " گفتم :علی است. حضرت با شادمانی برخاسته، او را در آغوش کشید،آنگاه بر عرق چهره خود دست کشید، بعد عرق چهره علی علیه السلام را بر چهره خود مالید. در این حال علی علیه السلام گفت: ای رسول خدا میبینم کاری با من کردی که پیش از این نکرده بودی؟ فرمود:" چرا نکنم،در حالیکه تو از طرف من اهداف من را پیاده می کنی،صدای مرا به مردم می رسانی، و پس از من در اختلافات مردم راه حق را روشن می سازی؟" و فرمود: "برای هر نبی وصی و وارثی هست و همانا علی وصی و وارث من است."



+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 شهريور 1397ساعت 10:52  توسط محرم صفر  | 

ماجرای عید غدیر چیست؟

عید غدیر از بزرگترین اعیاد مسلمانان است که در روایات بسیاری بر ارزش و گرامیداشت این روز تاکید شده است. عید غدیر خم روز اعلام ولایت امیرالمونین و جانشینی ایشان بعد از پیامبر به عنوان امام و ولی مومنان می‌باشد. روزی که خداوند بیان می‌دارد دین را کامل و نعمت را بر بندگان تمام کرده است. در ادامه می‌توانید داستان عید غدیر خم را بخوانید.




ماجرا و داستان عید غدیر خم

حضرت محمد مصطفی (ص) در آخرین سال‌های عمر گرانبهای خود، در سال دهم هجرى، عازم سفر حج‏ شدند. در حالی که جمعیت زیادی که از ده هزار تا صد هزار تخمین زده شده‌اند ایشان را همراهی می‌کردند. در آن ماه امام علی(ع) برای تبلیغ اسلام در یمن بود و هنگامی که از تصمیم پیامبر (ص) برای سفر حج آگاه شد، همراه عده‌ای به سمت مکه حرکت نمود و پیش از آغاز مناسک، به رسول‌ خدا (ص) پیوست. اعمال حج پایان یافت و پیامبر (ص) همراه مسلمانان مکه را ترک و به طرف مدینه حرکت کرد. هنگام بازگشت از حجة الوداع در ۱۸ ذی‌الحجه در راه بازگشت از مکه و در وادى غدیر خم (محل جدا شدن راههاى مدینه، مصر و عراق) جبرئیل وحى آورد که « اى رسول خدا، آن چیزى که از سوى خدا (درباره على) به تو نازل شده به مردم ابلاغ کن، و اگر چنین نکنى رسالت‏ خداى را ابلاغ نکرده‏‌اى‏».



داستان عید غدیر ، عکس ماجرای غدیر خم



پس از نزول این آیه، پیامبر (ص) دستور توقف کاروان را صادر نمود و گفت آنانی که پیشاپیش حرکت می‌کنند، به محل غدیر بازگردند و کسانی که عقب مانده‌اند، به کاروان در غدیر خم، ملحق شوند. حضرت در آن وادى فرود آمدند و تمامى مردم را در آن گرماى سوزان برگرد خویش جمع نمودند و پس از اقامه نماز ظهر به ایراد خطبه‌اى طولانى پرداختند. پیامبر در حالی که دست علی (ع) را بلند نمود تا مردم او را ببینند، فرمود:


«ای مردم، آیا من از خود شما، به ولایت شما سزاوار‌تر نیستم؟» مردم پاسخ دادند: آری،‌ای رسول خدا. حضرت فرمود: «خداوند ولی من است و من ولی مؤمنین‌ام و من به خود شما، به ولایت شما سزاوارترم. پس هر کس که من مولای اویم، علی مولای اوست.» رسول خدا (ص) سه بار این جمله را تکرار کرد و فرمود: «خداوندا، دوست بدار و سرپرستی کن هر کسی را که علی را دوست دارد و او را مولای خود بداند و دشمن بدار هر کسی را که او را دشمن می‌دارد و یاری نما هر کسی را که او را یاری می‌نماید و به حال خود رها کن هر کس را که او را وا می‌گذارد.» سپس خطاب به مردم فرمود: «حاضران این پیام را به غایبان برسانند.»


در این هنگام، مردم به امیر مؤمنان(ع) تهنیت گفتند. از جمله کسانی که پیشاپیش سایر صحابه، به امام علی(ع) تهنیت گفتند، ابوبکر و عمر بودند. عمر پیوسته خطاب به امیر مؤمنان(ع) می‌گفت: بر تو گوارا باد‌! ای پسر ابوطالب!، تو مولای من و مولای هر مرد و زن با ایمان گشتی. پیامبر(ص) نیز دستور داد خیمه‌ای برای علی(ع) برپا کردند و به مسلمانان فرمان داد دسته دسته خدمت ایشان برسند و به عنوان امیرمؤمنان به او سلام دهند و همه مردم حتی همسران رسول خدا(ص) و همسران مسلمانان، دستور پیامبر(ص) را عملی ساختند.



برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 شهريور 1397ساعت 10:41  توسط محرم صفر  | 

اوقات شرعی ماه رمضون امسال

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 خرداد 1397ساعت 11:19  توسط محرم صفر  | 

اعمال شب و روز اول ماه رمضان/ زیارتی که ثوابش برابر حج است

*اعمال شب اول ماه مبارک رمضان

در آن چند عمل مستحب است:


1- استهلال؛ یعنى جستجوى هلال ماه و بعضى استهلال این ماه را واجب دانسته‌‏اند


2-، چون رؤیت هلال کرد، به هلال اشاره نکند، بلکه رو به قبله کرده و دست‌ها را به آسمان بردارد و هلال را خطاب کرده و بگوید:


رَبِّی وَ رَبُّکَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَیْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِیمَانِ وَ السَّلامَةِ وَ الْإِسْلامِ وَ الْمُسَارَعَةِ إِلَى مَا تُحِبُّ وَ تَرْضَى اللَّهُمَّ بَارِکْ لَنَا فِی شَهْرِنَا هَذَا وَ ارْزُقْنَا خَیْرَهُ وَ عَوْنَهُ وَ اصْرِفْ عَنَّا ضُرَّهُ وَ شَرَّهُ وَ بَلاءَهُ وَ فِتْنَتَهُ


همچنین در روایت آمده است، زمانى که رسول خدا (ص) هلال ماه‏ رمضان را رؤیت مى‌‏کرد، روى شریفش را به جانب قبله مى‌‏گرداند و مى‏‌فرمود:


اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَیْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِیمَانِ وَ السَّلامَةِ وَ الْإِسْلامِ وَ الْعَافِیَةِ الْمُجَلَّلَةِ وَ دِفَاعِ الْأَسْقَامِ (وَ الرِّزْقِ الْوَاسِعِ) وَ الْعَوْنِ عَلَى الصَّلاةِ وَ الصِّیَامِ وَ الْقِیَامِ وَ تِلاوَةِ الْقُرْآنِ اللَّهُمَّ سَلِّمْنَا لِشَهْرِ رَمَضَانَ وَ تَسَلَّمْهُ مِنَّا وَ سَلِّمْنَا فِیهِ حَتَّى یَنْقَضِیَ عَنَّا شَهْرُ رَمَضَانَ وَ قَدْ عَفَوْتَ عَنَّا وَ غَفَرْتَ لَنَا وَ رَحِمْتَنَا


از حضرت صادق (ع) روایت شده که فرمودند:، چون رؤیت هلال کردی، بگو:


اللَّهُمَّ قَدْ حَضَرَ شَهْرُ رَمَضَانَ وَ قَدِ افْتَرَضْتَ عَلَیْنَا صِیَامَهُ وَ أَنْزَلْتَ فِیهِ الْقُرْآنَ هُدًى لِلنَّاسِ وَ بَیِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَ الْفُرْقَانِ اللَّهُمَّ أَعِنَّا عَلَى صِیَامِهِ وَ تَقَبَّلْهُ مِنَّا وَ سَلِّمْنَا فِیهِ وَ سَلِّمْنَا مِنْهُ وَ سَلِّمْهُ لَنَا فِی یُسْرٍ مِنْکَ وَ عَافِیَةٍ إِنَّکَ عَلَى کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ.



برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 ارديبهشت 1397ساعت 11:40  توسط محرم صفر  | 

داستان ها و حکایت های نماز – بخش سوم


امام زمان (عج) بر روی آب نماز می خواند
​رشیق مادرانی گفت: خلیفه عباسی (معتضد) به من و دو نفر دیگر دستور داد که بطور کاملا محرمانه به سامرا رفته و وارد خانه امام عسگری (عليه السلام) که از دنیا رفته بشوید و هر کس را که در آن خانه یافتید به قتل برسانید و سر او را به نزد من بیاورید.

ما به سامراء رفته و بدون هیچ مشکلی وارد خانه شدیم و همه جا را بررسی کردیم تا اینکه به پرده ای رسیدیم آن را کنار زدیم سردابی پدیدار شد وارد آن شدیم و دیدیم که گویا دریائی از آب است و در انتهای آن حصیری بر روی آب افکنده شده و شخص بسیار زیبائی بر آن نشسته است و به عبادت و نماز مشغول است و اصلا توجهی به ما ندارد.

یکی از همراهان ما خواست تا داخل شود و او را دستگیر کند اما درون آب افتاد و چیزی نمانده بود که غرق شود من دستم را دراز کرده و او را بیرون کشیدم و تا یک ساعت بیهوش بود آنگاه رفیق دیگر ما اقدام به رفتن به سوی او کرد ولی در آب افتاد و او را هم بیرون کشیدیم من مات و متحیر شده بودم و به او خطاب کرده و گفتم از خدا و از شما عذر می خواهم که مزاحم شدم ولی او اعتنائی نکرد و ما باز گشتیم و جریان را برای معتضد گفتیم او به ما گفت این ماجرا باید پنهان بماند و جائی آنرا نقل نکنید وگرنه سر شما را از بدن جدا می کنم.


نماز اولین کار بعد از ظهور
​در کتاب شریف بحار الانوار است که در آن روز موعود (روز ظهور حجت) آن حضرت به اذن پروردگار به مسجد الحرام می رود و پشت مقام ابراهیم و رو به کعبه می ایستد و دو رکعت نماز می گزارد و سپس اعلام ظهور می فرمایند.

می بینیم که اولین و مهمترین کار حضرت خواندن نماز و دست تضرع به بارگاه حضرت معبود گشودن است و یکی از اهداف مهم حضرت مهدی (عج) اقامه نماز در سراسر گیتی است.


حضرت عیسی (عليه السلام) پشت سر قائم (عج) نماز می خواند
​بعد از آنکه حضرت عیسی (عليه السلام) به یاران حضرت می پیوندد حضرت مهدی (عج) به آن حضرت می گوید جلو بایست و با مردم نماز بخوان ولی حضرت عیسی (عليه السلام) می گوید: نماز برای تو اقامه شده لذا پشت سر حضرت ولی عصر (عج) می ایستد و نماز می خواند و با او بیعت می کند.

مهدی (عج) است آنکه وقت نماز جماعتش

عیسی (عليه السلام) به صد نیاز به او اقتدا کند


نماز انسان را از گناه باز می دارد
​ روایت شده که جوانی از انصار با حضرت رسول اکرم (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) نماز می خواند ولی در عین حال مرتکب گناه نیز می شد (کارهای بد و نابجا انجام می داد) موضوع به اطلاع حضرت رسید ایشان فرمودند: نمازش روزی او را از گناه باز خواهد داشت. چیزی نگذشت که جوان از کارهای بد توبه نمود و نماز خوان واقعی گردید.




+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 ارديبهشت 1397ساعت 11:39  توسط محرم صفر  | 

دعای سحر همراه با ترجمه


دعای سحر دعایی است که به مسلمانان توصیه شده است که در سحرهای ماه رمضان آن را بخوانند.



بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ


به نام خداوند بخشنده مهربان



اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ بَهاَّئِک بِاَبْهاهُ وَکُلُّ بَهاَّئِکَ بَهِىُّ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِبَهاَّئِکَ کُلِّهِ


خدایا از تو خواهم به درخشنده ترین مراتب درخشندگیت با اینکه تمام مراتب آن درخشنده است خدایا درخواست می کنم به همه مراتب درخشند گیت




اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ جَمالِکَ بِاَجْمَلِهِ وَکُلُّ جَمالِکَ جَمیلٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِجَمالِکَ کُلِّهِ


خدایا از تو خواهم به زیباترین مراتب جمالت با اینکه تمام مراتب جمالت زیبا است خدایا از تو خواهم به همه مراتب جمالت




اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ جَلالِکَ بِاَجَلِّهِ وَکُلُّ جَلالِکَ جَلیلٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِجَلالِکَ کُلِّهِ


خدایا از تو خواهم به باشکوهترین مراتب جلالت با اینکه تمام مراتب جلال تو باشکوه است خدایا از تو خواهم به همه مراتب جلالت



اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ عَظَمَتِکَ بِاَعْظَمِها وَکُلُّ عَظَمَتِکَ عَظَیمَهٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِعَظَمَتِکَ کُلِّها


خدایا از تو خواهم به بزرگترین مرتبه عظمتت با اینکه تمام مراتب عظمتت بزرگ است خدایا از تو خواهم به همه مراتب عظمتت




اَللّهُمَّ اِنّى اَسَئَلُکَ مِنْ نُورِکَ بِاَنْوَرِهِ وَکُلُّ نُورِکَ نَیِّرٌاَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِنُورِکَ کُلِّهِ


خدایا از تو خواهم به نورانى ترین مراتب روشنیت با اینکه تمام مراتب روشنیت نورانى است خدایا از تو خواهم به همه مراتب نورت



اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ رَحْمَتِکَ بِاَوْسَعِها وَکُلُّ رَحْمَتِکَ واسِعَهٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِرَحْمَتِکَ کُلِّها


خدایا از تو خواهم به وسیعترین مراتب رحمتت با اینکه تمام مراتب رحمتت وسیع است خدایا از تو خواهم به همه مراتب رحمتت




اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ کَلِماتِکَ بِاَتَمِّها وَکُلُّ کَلِماتِکَ تاَّمَّهٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِکَلِماتِکَ کُلِّهَا


خدایا از تو خواهم به تمامترین کلمات (و سخنانت ) با اینکه همه سخنانت تمام است خدایا از تو خواهم به همه سخنانت




برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 ارديبهشت 1397ساعت 10:39  توسط محرم صفر  | 

داستان هاو حکایت های نماز – بخش دوم


داخل شدن در نماز
​ حضرت مجتبی (عليه السلام) وقتی از وضو فارغ می شد رنگ صورتش تغییر می کرد وقتی سببش را می پرسیدند؟ می فرمود: هرکس که می خواهد بر خدای بزرگ وارد شود باید رنگ صورتش عوض شود.


عبادت امام مجتبی (عليه السلام)
​ حضرت امام حسن مجتبی (عليه السلام) چون به نماز می ایستاد مفصلهای بدنش به حرکت در می آمد و چون بهشت و جهنم را یاد می کرد مانند انسان مار زده مضطرب می گشت، در هیچ حالی او را ندیدند که مگر آنکه خدا را ذکر می کرد. از عبادات او که از فضائل مختص این امام است می توان این را گفت که آن حضرت بیست و پنج بار پیاده به زیارت کعبه رفت با آنکه مرکبهای خوب با ایشان برده می شد ولی مسافت چهارصد و پنجاه کیلومتر راه را زیر اشعه سوزان آفتاب و روی سنگریزه های داغ پیاده می پیمود تا رضایت خدا را بیشتر فراهم آورد.


نماز خوف اباعبدالله (عليه السلام)
​ امام سجاد (عليه السلام) می فرماید پدرم اهل عبادت بود و شبی هزار رکعت نماز می خواند، حالا ببینیم آیا شب عاشورا هم حضرت توانستند این نماز را بخوانند یا اینکه روز عاشورا ناچار شدند در زیر آن همه تیر و نیزه و شمشیر نماز خوف بخوانند، نماز خوف کیفیاتی دارد اگر هیچیک از اقسام آنها ممکن نشد باید به جای هر رکعت یک تسبیح اربعه بگویند یعنی در هر رکعت یک بار بگویند سبحان الله و الحمدالله و لااله الاالله و الله اکبر در این نماز مختصری که حضرت می خواندند چقدر نیزه و تیر که به سوی وجود مبارک ایشان پرتاب نشد (تا جایی که یک تیر هم به بدن ایشان اصابت کرد) پس باید بدانیم که اصل و پایه جهاد حضرت اباعبدالله (عليه السلام) نماز و عبادت بود.


توجه قلبی در نماز
​حضرت امام سجاد (عليه السلام) هنگامی که مشغول وضو گرفتن می شد رنگ چهره اش زرد می شد از اطرافیان به حضرت می گفتند چرا در هنگام وضو این حالت به شما دست می دهد می فرمود: آیا می دانید در برابر چه کسی می خواهم بایستم؟

و گفته شده که روزی در حال نماز رداء از شانه آن حضرت افتاد حضرت تا فراغت از نماز آن را به شانه نیافکند و ملتف نشد. وقتی از نماز فارغ شد یکی از اصحاب عرض کرد یابن رسول الله در حال نماز عبا از دوش شما افتاد ولی توجه نکردید فرمود: وای بر تو آیا می دانی در برابر چه کسی ایستاده بودم؟ چنین فکری مرا از توجه به عبا منصرف ساخته بود آیا نمی دانی که نماز بنده فقط آن مقداری قبول می شود که نسبت به خدا حضور قلب داشته باشد راوی می گوید گفتم فدایت شوم بنابراین با این نمازهایمان به هلاکت می رسیم؟ حضرت فرمود خداوند این نمازهای ناقص را با نوافل و نمازهای مستحبی کامل می سازد.


امام سجاد (عليه السلام) مشرف به مرگ می شد
​ در خضوع و رهبت زین العابدین علی بن الحسین (عليها السلام) نوشته اند: وقتی که به نماز می ایستاد و در قرائت «فاتحه الکتاب» به «مالک یوم الدین» می رسید آن قدر تکرار می کرد، تا مشرف به مرگ می شد.


سجده امام سجاد (عليه السلام)
​ از حضرت امام صادق (عليه السلام) نقل است که امام سجاد (عليه السلام) هرگاه برای نماز به پا می خاست رنگ چهره اش تغییر می کرد و هرگاه سر به سجده می نهاد تا عرق از سر و رویش جاری نمی شد سر از سجده بر نمی داشت.


امام باقر (عليه السلام) و امام صادق (عليه السلام) هنگام
نماز
​در احوال این دو امام گفته شده که به هنگام نماز رنگ چهره مبارکشان زرد و سرخ می شد در حال نماز چنان که گویا با کسی مناجات می کنند که او را می بینند.

جابر جعفی می گوید:

روزی امام باقر(عليه السلام) نماز می خواند چیزی بر سر امام نشست ولی حضرت به جهت تعظیم و توجه به نماز هیچ حرکتی انجام نداد تا آنکه فرزند امام برخاست و آن را از سر حضرت برداشت.




+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 ارديبهشت 1397ساعت 10:38  توسط محرم صفر  | 

بهترین راه نزدیک شدن به خدا ! (شرح دعای روز 28 ماه رمضان)

دعا


روزهای پایانی ماه مبارک رمضان دو احساس مختلف برای افراد به وجود می آورد، برای عده ای از اینكه در این مهمانی بزرگ آسمانی حاضر شدند و به هیچ قیمتی حتی گرمای طاقت فرسای تابستان حاضر به ترك این ضیافت نشدند، احساس خوشحالی و نشاط دارد، چرا كه دعوت نامه خداوند را لبیك گفتند و با این اجابت، خود نیز آسمانی شدند و برای عده ای دیگر كوهی از حسرت و اندوه و غم به دنبال خواهد داشت كه چرا در مقابل دعوت به آسمانی ترین مهمانی زمین، خود را به خاك گره زدند و نه تنها صعودی نكردند، بلكه صدها كیلومتر به قعر زمین سقوط كردند.


در واقع نیز برای این عده حسرت و اندوه دارد، چرا كه خداوند متعال با برگزاری این جشن آسمانی قصد داشت كه همه مردم را آسمانی كند:


«وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواه: و اگر مى‏خواستیم، قدر او را به وسیله آن [آیات‏] بالا مى‏بردیم، امّا او به زمین [=دنیا] گرایید و از هواى نَفْس خود پیروى كرد»[الأعراف:176]


اما برخی با تبعیت از شیطان درون و هوای نفس به زمین چسبیدند و خود را گرفتار دام های آتشین شیطان كردند و پر و بال خود را برای پرواز سوزاندند.


اما نكته قابل توجه این است كه درهای رحمت و غفران الهی هیچ گاه بسته نمی شود و هنوز هم برای افرادی كه نتوانسته‌اند به هر دلیلی از این ضیافت الهی بهره مند شوند، فرصت باقی است تا در این روزهای پایانی نیز خود را به جمع آسمانیان برسانند و به همین جهت در روز بیست و هشتم ماه مبارك رمضان از خداوند متعال مسئلت می داریم كه :

نماز شب، موجب رضایت پروردگار، دوستى فرشتگان، سنت پیامبران، نور معرفت، ریشه ایمان، آسایش بدن‏ها، مایه ناراحتى شیطان، سلاحى بر ضدّ دشمنان، مایه اجابت دعا، قبولى اعمال و بركت در روزى است

گنجی آسمانی به نام نماز شب «اللهمّ وفّر حظّی فیهِ من النّوافِلِ»


نوافل به نمازهای مستحبی گفته می شود كه در كنار نمازهای واجب برای قرب و نزدیكی به خداوند و همچنین جبران نواقص نمازهای واجب توصیه شده است، كه هر نماز واجب برای خود نمازی مستحب دارد كه در میان نوافل ، نافله شب از اهمیت و عظمت خاصی برخوردار است، تا جایی كه خدای متعال، پیامبرش را برای رسیدن به مقام محمود و پسندیده به خواندن آن توصیه می كند و می فرماید:


«وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى‏ أَنْ یَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً : و پاسى از شب را زنده بدار، تا براى تو [به منزله‏] نافله‏اى باشد، امید كه پروردگارت تو را به مقامى ستوده برساند.»[الإسراء:79]





+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 ارديبهشت 1397ساعت 10:12  توسط محرم صفر  | 

داستان ها و حکایت های نماز – بخش اول

پیامبر اکرم (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) و نماز

​ در حال نماز صدای دیگ جوشان از سینه آن حضرت شنیده می شد و یکی از همسران آن حضرت می گوید که پیامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) با ما سخن می گفت و ما با او سخن می گفتیم ولی آنگاه که برای نماز حاضر می شد چنان بود که گوئی اصلا ما او را نمی شناسیم و او هم ما را نمی شناسد.



نماز در هر منزل

​ رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) از هیچ منزلی کوچ نکرد مگر آنکه در آن دو رکعت نماز خواند و فرمود: تا این محل روز قیامت بر نماز خواندن من گواهی دهد.



نماز و به مشقت انداختن

​ پیغمبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) در حال نماز روی انگشتان پای خود می ایستاد خداوند متعال در قرآن فرمود: ای پیغمبر طیب و طاهر ما قرآن را نفرستادیم که تو خود را به مشقت افکنی و حضرت امام زین العابدین (عليه السلام) فرمود که جد بزرگوارم رسول خدا با اینکه خدا گناهان گذشته و آینده او را آمرزیده بود با این حال از اجتهاد و کوشش باز نایستاد و به عبادت مشغول بود تا اینکه ساق مبارکش ورم کرد.



نماز و شکرگزاری

​عطاء بن ریاح گوید: «روزی نزد عایشه رفتم پرسیدم: شگفت انگیزترین چیزی که در عمرت از پیامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) دیدی چه بود؟»


او گفت: کارهای پیامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) همه اش شگفت انگیز بود ولی از همه عجیب تر اینکه شبی از شبها که پیامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) در خانه من بود به استراحت پرداخت هنوز آرام نگرفته بود از جا برخاست و لباس پوشید و وضو گرفت و به نماز ایستاد و آنقدر در حال نماز و در جذبه خاص الهی اشک ریخت که جلو لباسش از اشک چشمش تر شد.


سپس سر به سجده نهاد و چندان گریست که زمین از اشک چشمش تر شد و همچنان تا طلوع صبح منقلب و گریان بود!


هنگامی که بلال او را به نماز خواند پیامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) را گریان دید عرض کرد چرا چنین گریانید شما که مشمول لطف خدا هستید.


فرمود: آیا نباید بنده شکرگزار خدا باشم. چرا نگریم خداوند در شبی که گذشت آیات تکان دهنده ای بر من نازل کرده است و سپس شروع به خواندن آیات سوره آل عمران (191 - 192) نمود و در پایان فرمود: وای به حال کسی که آنها را بخواند و در آنها نیاندیشد.


در روایتی از حضرت علی (عليه السلام) نقل شده که پیامبر خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) هرگاه برای نماز شب بر می خواست نخست مسواک می کرد و سپس نظری به آسمان می افکند و این آیات را زمزمه می نمود.




برای مطالعه ی ادامه مطلب کلیک کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 ارديبهشت 1397ساعت 10:10  توسط محرم صفر  | 

اربعین حسینی

​از میان خیمه گاه صدایی به گوش می رسد...


صدای کودکانی که به سوی عمو می آیند و تقاضای آب می کنند،العطش الطش.....


صدای بی قرار نوزادی تشنه در آغوش مادر...


صدای برخورد شمشیرهای تیز خائن کوفی بر زره های آغشته به خون....


صدای گوشخراش برخورد سم اسبها به پیکر بی جان و بی گناه و مظلوم کربلا...


صدای هق هق گریه زنان و کودکان معصوم خاندان مقدس پیامبر....


صدای شکسته شدن قلب فرشتگان....


صدای "هَل مِن ناصر یَنصُرنی ؟"....


آیا یاری دهنده ای هست که مرا یاری کند....


هرچه است،زیبایی است، تسلیم است و رضایت و اینک چهل روز از آن روز غمبار و خونین می گذرد...


و اینک صدای مشت آهنین اسلام و طنین زنده ماندن آن در قلب آیندگان.. به راستی این چه مرگی است که شکوهش تاریخ را به زانو درآورده؟ و مرگ نه .... که حیات است.



اربعین در لغت:

​اربعین در لغت به معنای چهلم است و در اصطلاح به بیستم صفر ۶۱ هجری قمری، چهلمین روز شهادت امام حسین علیه السلام گفته می شود. اربعین، مطابق نظر شیخ مفید و شاگردش شیخ طوسی ، زمان بازگشت اهل حرم از دمشق به مدینه است...


ابراهیم آیتی می‌نویسد: "جابر بن عبدالله انصاری، بیستم ماه صفر، درست چهل روز بعد از شهادت امام حسین علیه السلام وارد کربلا شد و سنت زیارت اربعین به دست او تأسیس گردید".


دشمنان امام حسین علیه السلام تلاش می کردند تا حادثه کربلا به کلی از ذهن ها برود و حتی کسانی را که برای زیارت امام حسین علیه السلام می آمدند را شکنجه می کردند و به شهادت می رساندند، در زمان متوکل از خلفای عباسی همه قبرهای کربلا را شخم زدند و مزرعه نمودند. دشمنان اسلام با به شهادت رساندن امام حسين عليه‏السلام، قصد نابود كردن دين اسلام را داشتند. مردم را از آمدن براى زيارت قبر امام حسين عليه‏السلام، منع كردند. شيعيان هم براى مقابله با اينها، از هر مناسبتى استفاده مى‏كردند كه يكى از اين مناسبت‏ها، حادثه روز اربعين است.


يكى از نشانه‏هاى مؤمن، زيارت امام حسين عليه‏السلام در روز اربعين است. از حضرت امام حسن عسكرى عليه‏السلام روايت شده است كه علامت‏هاى مؤمن پنج چيز است؛ پنجاه و يك ركعت نماز فريضه و نافله در شبانه ‏روز، زيارت اربعين، انگشتر به دست راست كردن، پيشانى بر خاك نهادن در سجده و بسم الله را بلند گفتن و يكى از وظايف شيعيان را اهتمام به زيارت




برای مطالعه ی ادامه ادامه مطلب کلیک کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 فروردين 1397ساعت 8:55  توسط محرم صفر  | 

 
ساخت وبلاگ رایگان تور روسیه بلیط هواپیما بلیط هواپیما تدریس خصوصی زبان انگلیسی هوشمند سازی ساختمان خانه هوشمند
بستن تبلیغات [X]